السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

189

تفسير الميزان ( فارسي )

رؤيايى كه قبلا ديده بودم ، پروردگارم آن رؤيا را محقق كرد ) « 1 » ، نيز ميتوان كرد . و اين خود اشكالى است كه ممكن است بذهن كسى خطور كند و خلاصه جواب اين است كه اگر به ياد داشته باشيد در سوره فاتحه گفتيم : عبادت ، عبارت از آنست كه بنده ، خود را در مقام عبوديت در آورد ، و عملا بندگى و عبادت خود را اثبات هم بكند ، و همواره بخواهد كه در بندگى ثابت بماند . بنا بر اين فعل عبادى بايد فعلى باشد كه صلاحيت براى اظهار مولويت مولى ، و يا عبديت عبد را داشته باشد ، مانند سجده و ركوع كردن و يا جلو پاى مولا بر خواستن ، و يا دنبال سر او راه رفتن ، و امثال آن ، و هر چه اين صلاحيت بيشتر باشد ، عبادت بيشتر ، و عباديت متعينتر مىشود ، و از هر عملى در دلالت بر عزت مولويت ، و ذلت عبوديت ، روشنتر و واضحتر ، دلالت سجده است ، براى اينكه در سجده بنده به خاك مىافتد ، و روى خود را به خاك مىگذارد . و اما اينكه بعضى چه بسا گمان كرده‌اند : كه سجده عبادت ذاتى است ، و بجز عبادت هيچ عنوانى ديگر بر آن منطبق نيست ، صحيح نيست ، و نبايد بدان اعتناء كرد ، براى اينكه چيزى كه ذاتى شد ، ديگر تخلف و اختلاف نمىپذيرد ، و سجده اينطور نيست ، زيرا ممكن است كسى همين عمل را بداعى ديگرى غير داعى تعظيم و عبادت بياورد ، مثلا بخواهد طرف را مسخره و استهزاء كند ، و معلوم است كه در اين صورت با اينكه همه آن خصوصياتى را كه سجده عبادتى دارد واجد است ، مع ذلك عبادت نيست ، بله ، اين معنا قابل انكار نيست ، كه معناى عبادت در سجده از هر عمل ديگرى واضحتر و روشنتر به چشم مىخورد . خوب ، وقتى معلوم شد كه سجده عبادت ذاتى نيست ، بلكه قصد عبادت لازم دارد ، پس اگر در سجده اى مانعى تصور شود ، ناگزير از جهت نهى شرعى ، و يا عقلى خواهد بود ، و آنچه در شرع و يا عقل ممنوع است ، اين است كه انسان با سجده خود براى غير خدا ، بخواهد براى آن غير اثبات ربوبيت كند ، و اما اگر منظورش از سجده صرف تحيت و يا احترام او باشد ، بدون اينكه ربوبيت براى او قائل باشد ، بلكه صرفا منظورش انجام يك نحو تعارف و تحيت باشد و بس ، در اين صورت نه دليل شرعى بر حرمت چنين سجده اى هست ، و نه عقلى . چيزى كه هست ذوق دينى ، كه مردم متدين آن را از انس ذهن بظواهر دين كسب كرده‌اند ، اقتضاء مىكند كه بطور كلى اين عمل را به خدا اختصاص دهند ، و براى غير خدا هر چند از باب تعارف و تحيت باشد ، به خاك نيفتند ، اين ذوق قابل انكار نيست ، و لكن چنين هم نيست كه هر عملى را كه به منظور اظهار اخلاص در باره خدا مىآوريم ، آوردن آن عمل در باره غير خدا ممنوع

--> 1 - سوره يوسف آيه 100